عقلانيت اقتصادي و تئوري بازيها
به اين ديدگاه اعتقاد دارم كه «تاريخ در نتيجه كنشهاي انساني و نه طراحيهاي انساني به وجود آمده است». اين جمله متعلق به آدام فرگوسن، فيلسوف اسكاتلندي قرن هجدهم است.
![]() |
برخي اقتصاد را علم رابطه ميان اهداف و ابزارهاي كميابي كه كاربردهاي
مختلفي دارند، تعريف كردهاند. از اين رو اقتصاد را دانش خيلي وسيعي
دانستهاند. علم سياست و جامعه شناسي نيز مسحور شيوه تحليل اقتصادي روابط
انساني شده است. اين ايده كه ما در تمام زندگي همانگونه رفتار ميكنيم كه
در بازار عمل ميكنيم، ايدهاي است كه تلاش ميكند تا مبنايي فردگرايانه
براي نهادها، هنجارها و فعاليتهاي انساني ايجاد كند و كل گرايي را كنار
گذارد. در تئوري اقتصاد، انسانها موجوداتي عقلايي و خود محور تعريف
ميشوند كه هر كدام ميخواهند منفعت خود را حداكثر كنند. در ادامه، نخست
عقلايي بودن عاملين اقتصادي را تعريف كرده و سپس نگاهي به تئوري بازيها
نموده و پس از آن نشان خواهيم داد كه هنجارها چگونه ظهور ميكنند.
عاملين عقلايي
اولين
اصل اقتصاد اين است كه عاملين اقتصادي تنها بر اساس منافع خويش عمل
ميكنند. اگرچه نئوكلاسيكها اين فرض را كاملا قبول دارند، اما
ماركسيستها و كينزينها اين مفهوم را تنها وقتي كه ميخواهند رفتارهاي
فردي را تحليل كنند به كار ميگيرند. تئوري رفتار عقلايي با فرض يك فرد كه
كاملا عقلايي شبيه رابينسون كروزوئه كه در جزيره اي تنها بود كار خود را
آغاز ميكند. عقلانيت اين فرد سه بعد دارد: ترجيحات وي كاملا رتبهبندي
شده، اطلاعات كامل و يك كامپيوتر كامل در ذهن افراد قرار داشته باشد.
رفتار اين فرد وقتي عقلايي است كه انتخابهايي را انجام دهد كه ترجيحات او
را در بيشترين حد ارضا كند. مثلا فرض كنيد كه كروزوئه بايد در اين مورد
تصميمگيري كند كه آيا يك تور ماهيگيري ببافد كه ماهي بيشتري بگيرد يا
امروز نيز مثل روزهاي ديگر با نيزهاش ماهي بگيرد. اگر وي مطمئن باشد كه
با نيزه صرفا روزي يك ماهي به دست خواهد آورد، اما در روزهاي آينده با تور
ماهيگيري تعداد ماهي بيشتري (مثلا 4 ماهي) نصيبش خواهد شد، آنگاه انتخاب
عقلايي او به سادگي اين خواهد بود كه چگونه اين دو نتيجه را از ديد خود
رتبهبندي ميكند. او به روشني انتخابي را برخواهد گزيد كه منافع آن ارجح
باشد.
وقتي عدم قطعيت وجود دارد، كار سختتر ميشود. در مساله بالا فرض
ما اين بود كه اطلاعات اين فرد كامل بود به اين معني كه وي احتمال وقوع هر
گزينه را دقيقا ميدانست. يعني يك توزيع احتمالي ذهني داشت كه كامل و
سازگار بود. حال اين فرد ميتواند با كامپيوتر ذهنش مطلوبيت مورد انتظار
را محاسبه كند. مطلوبيت مورد انتظار مجموع مطلوبيتهاي ناشي از گزينههاي
مختلف است كه با احتمالهاي مختلف وقوع هر گزينه موزون شده است. يك انسان
عقلايي همواره گزينهاي كه مطلوبيت مورد انتظار پايين تري داشته باشد را
رد ميكند.
معلوم است كه اين مفروضات براي حالتهاي ايده آل است. هيچ
كدام ما ترجيحات كاملا رتبهبندي شده نداريم. هيچ كدام از ما كامپيوتر
صددرصد و بدون خطا در ذهن نداريم. همواره اطلاعات كامل در اختيار ما نيست،
اما اين مفروضات يك تيپ ايدهآل از آنچه عقلانيت (اقتصادي) تعريف ميشود
ميسازد. انتخاب عقلايي ماهيت ابزاري دارد به اين معنا كه مهم نيست شما
سيب را به پرتقال ترجيح ميدهيد يا نه، مهم اين است كه انتخاب شما مطلوبيت
مورد انتظار شما را حداكثر كند. فرض مهم اين مفهوم همانا منفعت محوري
انسانها حداقل در عرصه تجارت و كسب و كار است، گرچه اقتصاددانان اين نگاه
را به كل عرصه زندگي نيز تعميم داده اند.
تئوري بازيها
در مثال
رابينسون كروزوئه، از وقتي جمعه وارد داستان ميشود، قضايا كمي پيچيده
ميشود زيرا استراتژيهاي كروزوئه با در نظر گرفتن استراتژيهاي جمعه ممكن
ميگردد. در چنين حالتي هر كس حداقل ميداند كه طرف ديگر نيز عقلايي رفتار
خواهد كرد. تئوري بازيها از اينجا آغاز ميشود. فرض كنيد دو نفر به
نامهاي الف و ب كه هر دو سوار بر ماشين هستند به دو سوي يك پلي رسيدهاند
كه تنها يك ماشين ميتواند از آن گذركند. هر كدام با اين دو گزينه روبهرو
هستند يا به حركت خود ادامه دهند يا متوقف شوند. طبيعي است كه تصميمگيري
در اين رابطه بدون توجه به تصميم طرف ديگر ممكن نيست. لذا چهار حالت متصور
است: 1) حركت الف و توقف ب، 2)حركت الف و حركت ب، 3) توقف ب، توقف ب،
4)توقف الف و حركت ب. اين كه كدام حالت رخ خواهد داد بستگي به رتبهبندي
اين حالتها توسط هر كدام از طرفين دارد.
چهار نوع بازي اصلي
1) هماهنگي
فرض
كنيد كه براي هيچكدام مهم نباشد كه چه كسي بايد معطل شود. در اين صورت دو
گزينه بهتر وجود خواهد داشت و بازي موجود به يك بازي همكارانه تبديل
ميگردد. اين بازي را ميتوان به شكل زير تصوير كرد. در درون هر خانه دو
رقم وجود دارد كه رقم سمت چپ بازدهي براي الف و رقم سمت راست بازدهي براي
ب است.
حركت توقف
1،1 0، 0 توقف الف
0،0 1،1 حركت ب
مقصود از
بازدهي گاه بازدهي مالي است يعني پولي كه فرد نهايتا به جيب ميزند، اما
گاه مقصود از آن واحد مطلوبيتي است كه هر كس به دست ميآورد. در جدول بالا
دو جواب وجود دارد: 1) الف حركت و ب توقف كند، 2) الف توقف و ب حركت كند.
در اينجا مفهوم تعادل نش ظاهر ميشود، يعني مجموعه استراتژيهاي هر طرف
نسبت به طرف ديگر، موجب ايجاد يك تعادل ميشود. مقصود از تعادل اين است كه
برآيند حاصله پايدار است زيرا با توجه به استراتژي طرف ديگر، براي هيچ
كدام استراتژي بهتري قابل تصور نيست. گزينه توقف الف و توقف ب يك تعادل
نيست زيرا اگر الف توقف كند، براي ب بهتر است كه حركت نمايد. در حالت
تعادل ايجاد شده هيچ كدام نميدانند قصد طرف ديگر چيست. لذا مجبور ميشوند
مثلا به شانس و اقبال متوسل شده و براي تصميمگيري شير يا خط كنند. در
اينجاست كه مفهوم استراتژيهاي تركيبي ظاهر ميشود. در بازيهاي هماهنگي
دو (يا چند) تعادل وجود دارد و هر طرف بايد تصميم بگيرد كه كداميك را
انتخاب ميكند. بايد توجه داشت كه بازي فوق يك نوبته است به اين معني كه
يك بار صورت ميگيرد. اگر اين بازي تكراري بود، به اين معني كه الف و ب هر
روز سر اين پل به هم ميرسيدند و با اين وضعيت روبهرو ميشدند، آنگاه
براي شان بهتر بود كه يك قاعده اي را وضع كنند كه هر دفعه ناچار به
تصميمگيري نشوند. مثلا ميتوانستند اين قاعده را وضع كنند كه «خانمها
مقدمند» يا «راننده اي كه به سمت شمال ميراند حق تقدم دارد». نمونه بازي
تكراري رانندگي است كه در خيابانها ماشينها بر اساس يك قرارداد تصميم
گرفتهاند كه از سمت راست برانند يا از سمت چپ، چرا كه لازم نباشد هر روز
در مورد اين مساله توافق و تصميمگيري كرد. بايد توجه داشت كه نتايج حاصل
از تئوري بازيها در حالت هماهنگي لزوما متقارن نيست بلكه ميتواند كاملا
غير متقارن باشد.
حركت توقف
2،2 0، 0 توقف الف
0،0 1،1 حركت ب
در
وضعيتي كه در بالا ترسيم گرديده، حركت ب بر حركت الف تقدم داشته شده است.
در شكل فوق يك تعادل ديگر هم وجود دارد كه نسبت به تعادل اول در وضعيت
فروتر و نامطلوب تري قرار دارد. به اصطلاح تعادل اول، تعادلي از نوع بهينه
پارتو است به اين معني كه نمي توان بدون تضعيف وضعيت كسي، وضعيت كس ديگري
را بهبود بخشيد. با اين وصف مشخص ميشود كه در شكل بالا، تنها يك راه حل
وجود دارد كه همانا حركت ب و توقف الف است.
ويژگي منحصر به فرد بازيهاي هماهنگ اين است كه طرفهاي بازي، همواره تمايل
دو
جانبه اي دارند تا با هم هماهنگي و همكاري داشته باشند. دليل آن هم اين
است كه تعارض منافعي وجود ندارد فلذا بسيار بعيد است كه دو طرف نتوانند به
راه حل سودمندي براي هر دو سمت دست يابند (خصوصا در بازيهاي تكرارشونده).
با اين توصيف، انسانهاي منفعت محور ميتوانند با هم جامعه اي تشكيل دهند
زيرا منافع آنها با هم همسو است و با تشكيل جامعه وضعيت همه بهتر ميشود.
اگر منافع با هم در تعارض نباشد، تحقق جامعه مدني از طريق بازيهاي
همكارانه ميسر خواهد بود و آنارشيستها حق خواهند داشت كه بگويند نيازي به
وجود دولت نيست.
2. معماي زنداني
از آنجا كه ما يك شرايط ايده آلي
را تصوير ميكنيم به اين معني كه همه كاملا عقلايي هستند، شايد عيبي نتوان
بر آنارشيستها گرفت كه زندگي اجتماعي را نيز ايده آل ميبينند، اما در
جهان واقعي منافع با هم تضاد دارند و حتي در جهان خيالي و اتوپيايي نيز
ميتوانند با هم تعارض داشته باشند. وقتي كه منافع كاملا متعارض باشند،
چارهاي جز جنگ باقي نمي ماند و از دست تئوري بازيها چيزي بر نميآيد،
اما اگر اين منافع با هم همپوشاني داشته باشند ولي كاملا با هم منطبق
نباشند، در اين صورت تئوري بازيها ابزار جذابي خواهد بود.
فرض كنيد
كه الف و ب با هم رفيق شوند و هر دو دريابند كه هر دو به دزدي و جنايت
تمايل دارند. با هم شروع به قتل ميكنند. پليس آنها را دستگير ميكند.
پليس ميداند كه آنها دزدي كردهاند، اما شواهد كافي براي متهم كردن شان
به قتل ندارد و براي محكوم كردن آنها نيازمند اقرار آنها است. اين دو نفر
در دو اتاق جدا نگهداري ميشوند. پليس به هر كدام ميگويد: «اگر تو به
جنايت اقرار كني، ولي ديگري اينكار را نكند، تو آزاد خواهي شد و آن شخص
ديگر محكوم و اعدام ميشود و بالعكس، اما اگر هر دو اقرار كنيد، هر دو
محكوم به 10 سال حبس ميشويد. اگر هيچ كدام اقرار نكنيد، هر دو به اتهام
دزدي دو سال حبس خواهيد كشيد».
وضعيت بازي گونهاي كه در اين حالت
ايجاد ميشود در شكل زير نشان داده شده است. اينكه هر دو سكوت كنند، بهتر
از آنست كه هر دو اقرار كنند (نمره 3 در برابر 2). اما در عين حال هر دو
وسوسه ميشوند كه به كلي آزاد شوند؛ چرا كه اگر ديگري سكوت كند ولي او
اعتراف كند، شخص اعترافكننده به آزادي خواهد رسيد. از سويي هر كس ميداند
كه اگر او سكوت كند ولي ديگري اعتراف نمايد، وضع او بدتر از حالتي خواهد
شد كه هر دو اعتراف نمايند (نمره 1 در مقابل 2). به عبارتي الف، با خود
ميگويد، اگر ب سكوت كند، براي من بهتر است كه اعتراف كنم.
منبع دنیای اقتصاد

